الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
56
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
السلام شدم و ميخواستم از وى راجع بجانشين پس از او پرسش كنم او آغاز سخن كرد و فرمود اى احمد بن اسحق بدرستى كه خداى تبارك و تعالى از آنگاه كه آدم را آفريده زمين را خالى نگذاشته و نگذارد تا قيام ساعت از حجت خدا بر خلقش كه به او از اهل زمين بلا بگرداند و به او باران فرو فرستد و به او بركات زمين را بدر آورد گويد من گفتم يا ابن رسول الله امام و خليفه پس از شما كيست ؟ آن حضرت شتابانه برخاست و درون خانه رفت و سپس برگشت و بر شانه او بچه پسرى بود كه رويش چون ماه شب چهارده بود كودك سه سالى مينمود و فرمود اى احمد بن اسحق اگر نزد خداى عز و جل و نزد حجج او گرامى نبودى من اين پسر خود را به تو نمينمودم بدرستى كه او هم نام رسول خدا است و هم كنيه او است و آن كس است كه پر كند زمين را از عدل و داد چنانچه پر شده باشد از جور و ستم اى احمد بن اسحق مثل او در اين امت مثل خضر عليه السلام است و مثل ذو القرنين به خدا يك غيبتى دارد كه در آن كسى از هلاكت نجات نيابد جز آنكه خداى عز و جل او را بر قول بامامت وى ثابت دارد و او را موفق سازد كه براى تعجيل فرجش دعا كند احمد بن اسحق گفت گفتم اى مولاى من آيا نشانه اى دارد كه دل من بدان مطمئن شود آن كودك به زبان فصيح گفت منم بقية الله في ارضه و منتقم از دشمنان او اى احمد بن اسحق پس از مشاهده عين دنبال اثرى نگرد احمد بن اسحق گويد من شاد و خرم بيرون آمدم و چون فردا رسيد خدمت آن حضرت برگشتم و عرضكردم يا ابن رسول الله هر آينه شادى من بدان چه بر من منت نهادى بزرك است بفرمائيد آن روشى كه از خضر و ذو القرنين دارد چيست ؟ فرمود اى احمد آن طول غيبت است عرضكردم يا ابن رسول الله و هر آينه غيبتش هر آينه طولانى باشد ؟ فرمود آرى بپروردگارم تا آنكه بيشتر معتقدان بامر امامت او از آن برگردند و مگر آن